❤️ سریال زن

خلاصه داستان سریال ترکی زن قسمت ۶۳

همراهان عزیز در این بخش خلاصه داستان سریال ترکی زن (کادین) قسمت ۶۳ را برایتان آماده کرده ایم.

امیدواریم از مطالعه این بخش لذت ببرید.

خلاصه داستان سریال ترکی زن قسمت 63

سریال زن قسمت ۶۳

صبح وقتی انور همراه عارف به خانه می رود تا چرخ خیاطی را بردارد، خدیجه از قبل قفل خانه را عوض کرده و انور ناراحت و عصبانی می شود و همراه عارف برمی گردد.

شیرین به کمک لونت، شخصی را به جای دکتر روانپزشکش جا می زند و آن شخص طبق نقشه به خدیجه زنگ می زند و قرار ملاقاتی با او می گذارد و به او می گوید: « دخترتون شیرین به توجه و محبت و درک نیاز داره. باید از محیطای تنش زا دور باشه تا این دارو درمانی ها نتیجه بدن. دلیل زندگی اون شمایین… به توجهتون نیاز داره وگرنه از دستش میدین. اون خیلی به خودکشی نزدیکه. »

خدیجه با شنیدن این حرف ها خشکش می زند اما قبول می کند که با شیرین بهتر رفتار کند.

از طرفی هم ژاله به دیدن روانشناسش که همان روانشناس اصلی شیرین است می رود.

خدیجه مدام به انور زنگ می زند تا از وضعیت شیرین بگوید اما انور جواب نمی دهد.

بعد هم به آتلیه ای که بهار در آن کار می کند می رود و فردانه با فهمیدن این که او مادر بهار است می گوید: «تو چجور مادر بی وجدانی هستی که اونو از خونه انداختی بیرون؟ »

خدیجه ناراحت می شود و می رود.

کمی بعد فردانه به بهار خبر می دهد که مادرش را دیده و هرچه خواسته به او گفته است.

بهار تعجب می کند و کمی ناراحت می شود.

خدیجه وقتی به خانه می رسد دوباره با شیرین مهربان می شود و طبق حرف های دکتر به او مدام توجه می کند.

شیرین خوشحال است و از مادرش می خواهد که زودتر پدرشان را به خانه برگرداند و خدیجه می گوید که خودش حلش می کند.

کمی بعد خدیجه باز هم به انور زنگ می زند اما او جواب نمی دهد و در اخر بهار که می بیند خدیجه زنگ می زند گوشی را جواب می دهد و به انور می دهد خدیجه در مورد حرف های دکتر شیرین به او می گوید اما انور می گوید که باز هم حرف های دکتر را باور نمی کند.

شب که می شود شیرین به مادرش می گوید: «من میدونم چجوری بابامو برگردونیم! کارت بابام دست منه و شهریه این ماهمو از حقوق اون میدیم! »

خدیجه قبول نمی کند و شیرین می گوید که کار خودش را خواهد کرد!

صبح وقتی انور برای برداشتن حقوقش می رود تا هم اجاره خانه را بدهد و هم وسایل برای خانه بگیرد می بیند که حقوقش را برداشته اند.

شیرین قبل از او همه حقوق او را برای خود برداشته و فورا هم همه پول را بابت شهریه اش می دهد.

انور متوجه می شود که شیرین از کارت او استفاده کرده است او به شیرین زنگ می زند و شیرین با موذی گری به او می گوید: «کارت مامانم خراب شده بود مجبور شدم از کارت تو شهریه این ماهمو بدم. »

انور می گوید که اشکالی ندارد.

خدیجه به دیدن ژاله می رود و حرف های دکتر شیرین را به او می گوید.

ژاله کمی تعجب می کند.

بعد هم خدیجه از او می خواهد که با انور صحبت کند تا به خانه بیاید.

ژاله قبول می کند و می گوید: «درسته شیرین هم بهتون نیاز داره، اما بهار هم بهتون نیاز داره و حالشم خیلی بده… »

خدیجه می گوید: «خونه رو گذاشتم واسه فروش تا نصف پولشو به بهار بدیم و براش یه خونه بگیریم و یه پرستار هم که مراقبش باشه. »

ژاله کمی به فکر فرو می رود و بعد می گوید: «دکتر سزایی خیلی دکتر خوبیه. وقتی اون بگه شیرین به خودکشی نزدیکه من نمیتونم روی حرفش حرفی بزنم. یعنی قضیه خیلی جدیه! حتی یادمه وقتی دانشجو بودیم یه استادی داشتیم که انقد دکتر سزایی را دوست داشت که به ایشون میگفت سزایی مو زرد! »

خدیجه تعجب می کند و می فهمد که شیرین باز هم دروغ گفته است.

او به همان مطب دکتر سزایی می رود و وقتی می بیند که او ان کسی نیست که دیده بوده خشکش می زند.

انور که نتوانسته برای خانه خوراکی بخرد و اجاره خانه را بدهد خیلی شرمنده رو به بهار این را می گوید.

بهار می گوید که اشکالی ندارد.

اما انور زیر گریه می زند و از اینکه پولی در جیب ندارد تا برای بچه ها بستنی بگیرد ناراحت است.

بهار می خندد و سعی می کند او را هم بخنداند.

خدیجه با عصبانیت سراغ شیرین می رود و موهای او را میکشد و روی زمین می اندازد و می گوید: « دیگه تموم شد. تو همه رو نابود کردی. من هرکاری خواستی واست کردم ولی واست کافی نبود. تو چجوری دختری هستی؟ »

شیرین گریه می کند و خدیجه به آشپزخانه می رود و چاقویی برمیدارد شیرین با دیدن آن با ترس فرار می کند اما خدیجه چاقو را به دست او می دهد و می گوید: « اگه میخوای خودتو بکشی بکش! »

سارپ به تنهایی به قبرستانی می رود و همراه دسته گلی بالای سه قبری که روی انها اسم بهار و نیسان و دوروک است می ایستد و گریه می کند.

امیدواریم از مطالعه خلاصه داستان سریال زن  قسمت ۶۳ لذت برده باشید ؛ در صورت تمایل به مطالعه خلاصه قسمت بعد به صفحه خلاصه سریال زن (کادین) قسمت ۶۳ مراجعه فرمایید .

برای حمایت از الو سریال لینک این مطلب را برای دوستانتان در تلگرام و یا دیگر شبکه های اجتماعی ارسال نمایید .

 

خلاصه داستان سریال ترکی زن قسمت 63

برای عضویت در کانال تلگرام ما کلیک کنید

 

نکته خیلی مهم : دوستان عزیز ؛ برای حمایت از ما حتما در کانال تلگرام عضو شوید تا بتوانیم با انگیزه بالا این کار سخت و البته دوست داشتنی رو برای شما ادامه دهیم .

نوشته خلاصه داستان سریال ترکی زن قسمت ۶۳ اولین بار در خلاصه داستان سریال ترکی ❤️ | الو سریال. پدیدار شد.


نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن