❤️ سریال زن

خلاصه داستان سریال ترکی زن قسمت ۷۷

همراهان عزیز در این بخش خلاصه داستان سریال ترکی زن (کادین) قسمت ۷۷ را برایتان آماده کرده ایم.

امیدواریم از مطالعه این بخش لذت ببرید.

خلاصه داستان سریال ترکی زن قسمت 77

سریال زن قسمت ۷۷

بهار بعد از دیدن شیرین زخمی و خاکی در حالی که درد ناشی از بیماری اش هم بیشتر شده خود را به هر سختی به خانه می رساند.

از طرفی سارپ خوابش نمی برد و به پیریل می گوید که آرام و قرار ندارد و احساس می کند اتفاق بدی رخ داده است.

ژاله در خانه است که خدیجه به او زنگ میزند تا با شیرین صحبت کند.

ژاله تعجب می کند چون فکر میکرده شیرین تا الان باید به خانه می رسیده.

او با کمی دستپاچگی توضیح میدهد: «بین ما یه بحثی پیش اومد و من شیرینیو از خونه بیرون کردم. »

خدیجه خشکش می زند و ژاله به او توضیح می دهد که شیرین به بورا گفته که پدر و مادرش قصد طلاق دارند و ذهن او را بهم ریخته است.

همان موقع بورا پیش مادرش می نشیند و می گوید که شیرین به او چیزی نگفته و بورا خودش قضیه طلاق را برای شیرین تعریف کرده است.

ژاله با تعجب به او خیره می شود و با ناراحتی گوشی را قطع می کند.

خدیجه با نگرانی نمی داند چه کند و همان موقع کسی در خانه را می زند و لونت می گوید: «شیرین به من زنگ زد که برم دنبالش. گفت جایی ندارم برم. منم خواستم به شما خبر بدم. »

خدیجه آماده می شود تا همراه لونت به سراغ شیرین بروند.

شیرین وقتی خدیجه را می بیند می گوید: «من به بورا چیزی نگفتم. »

خدیجه می گوید: «مسئله گفتن یا نگفتن تو نیست. مسئله اینجاست که همه میدونن این کار از او برمیاد. اینکه تو به بورا درمورد طلاق مادر و پدرش بگی این از تو برمیاد. »

شیرین عصبانی می شود و می گوید: «پس چرا اینجایی مامان؟ »

خدیجه با ناراحتی می گوید: «چون تو دختر منی… »

و شیرین جواب می دهد: «نه به خاطر اون نیست. به خاطر اینه که منو راضی کنی به بهار خون بدم! »

خدیجه کمی به او خیره می شود و بعد او را با خود به خانه می برد و شیرین دور از چشم خدیجه به لونت چشمکی می زند!

صبح، بچه ها قبل از بیدار شدن بهار برایش صبحانه آماده می کنند و حتی چای را هم از قهوه خانه و عارف می گیرند و روی تخت برایش می برند.

نیسان زخم روی صورت او را می بیند و می پرسد که چه شده و بهار می گوید که به در تاکسی برخورد کرده است و بچه ها قانع می شوند.

بهار دیشب را به خاطر می آورد که به شیرین حمله کرده و او را به زمین کوبیده بود و مدام با گریه از او میپرسیده: «تو با شوهر من چیکار داری؟ » و شیرین زیر وزن او جیغ میزده.

سارپ و پیریل سر میز صبحانه نشسته اند که پاکتی برای پیریل می آید.

پیریل با دیدن آن پاکت با نگرانی به سارپ خیره می شود و وقتی سارپ می پرسد که آن پاکت چیست؟

پیریل می گوید: «هیچی واسه شام دعوتمون کردن. ولی ما نمیریم. چیه اون همه خبرنگار و دوربین! »

و با نگرانی به پاکت خیره می شود

امیدواریم از مطالعه خلاصه داستان سریال زن  قسمت ۷۷ لذت برده باشید ؛ در صورت تمایل به مطالعه خلاصه قسمت بعد به صفحه خلاصه سریال زن (کادین) قسمت ۷۸ مراجعه فرمایید .

برای حمایت از الو سریال لینک این مطلب را برای دوستانتان در تلگرام و یا دیگر شبکه های اجتماعی ارسال نمایید .

 

خلاصه داستان سریال ترکی زن قسمت 77

برای عضویت در کانال تلگرام ما کلیک کنید

 

نکته خیلی مهم : دوستان عزیز ؛ برای حمایت از ما حتما در کانال تلگرام عضو شوید تا بتوانیم با انگیزه بالا این کار سخت و البته دوست داشتنی رو برای شما ادامه دهیم .

 

خلاصه داستان سریال ترکی زن قسمت 77

برای عضویت در کانال تلگرام ما کلیک کنید

 

نکته خیلی مهم : دوستان عزیز ؛ برای حمایت از ما حتما در کانال تلگرام عضو شوید تا بتوانیم با انگیزه بالا این کار سخت و البته دوست داشتنی رو برای شما ادامه دهیم .

نوشته خلاصه داستان سریال ترکی زن قسمت ۷۷ اولین بار در خلاصه داستان سریال ترکی ❤️ | الو سریال. پدیدار شد.


نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن